خانه‌ات کجاست؟

خانه همانجایی است که آدم می‌تواند آرامش بگیرد.

اما آدم کجا می‌تواند آرامش بگیرد؟

برای من آنجاست که بتوانم کتاب بخوانم، تحقیق کنم (اینترنت) و بنویسم. همین سه مرا بس. تا در جزیره‌ای میان اقیانوس یا در کویری خانه خودم را برپا کنم.

فرقی ندارد که دیگر چه چیزی از زندگی بخواهم. هر چه هست فرعیات است. من فقط از زندگی همین سه تا را می‌خواهم.

برای رشد کردن کافی است مطالعه کنی. و مطالعاتت را ثبت کنی. مگر آدم به جز رشد کردن چه چیزی می‌خواهد از این دنیا؟

بین من و خودم، آنجایی که بی‌رحم‌ترین دادگاه دنیا برپا … [ادامه مطلب]

لطفا کتاب‌ها را جراحی کنید

تا به حال به شکل کتاب خواندن افراد دقت کرده‌اید؟

بعضی‌ها کتاب‌هایشان را فقط مطالعه می‌کنند و مراقبند که خطی رویش نیفتد.

بعضی‌ها کتاب‌هایشان را جلد می‌کنند. با روزنامه یا پلاستیک. می‌خواهند تمیز بماند.

بعضی‌ها یک دفترچه می گذارند کنار دستشان تا اگر مطلب مهمی دیدند در دفترچه بنویسند.

بعضی‌ها با مداد زیر مطالب مهم کتاب خط می‌کشند.

اما من کتاب‌هایم را نمی‌خوانم. آن‌ها را جراحی می‌کنم. درست مثل یک جراح کهنه کار. وسایلم را پهن می‌کنم کنار دستم و شروع می‌کنم به بیرون کشیدن دل و روده کتاب.

کلمات جدید را در یک ظرفی جدا بر می‌دارم.

نکات مهم … [ادامه مطلب]