آیا قالب سایت درست شده است؟

مشغول شام خوردن بودیم. ما را برای شام به خانه‌اش دعوت کرده بود.
از من پرسید: «سربازی رفتی؟».
گفتم: «نه هنوز سربازی نرفتم. مشغول درس و دانشگاه هستم.»

تست درستی قالب سایت

یکی از چیزهایی که زیاد از دیگران و مخصوصا واعظان انگیزش شنیده بودم داشتن لیست آرزوهای قبل از مرگ بود. یعنی یک لیستی مثلا سی تایی و یا صد تایی از کارهایی که قبل از مرگ باید انجام بدهی را برای خودت درست کنی. مثل پریدن از هوایپما، بانجی جامپینگ، گاوسواری و ….

خب من هم یک روزی نشسته بودم و برای خودم از این لیست‌ها درست کردم. شماره زدم و چندتایی آرزوی پیش از مرگ برای خودم نوشتم. اما چند روز که گذشت دیدم حس خاصی نسبت به آن‌ها ندارم.

یعنی لیست من بیشتر بر ترس‌هایم بنا شده بود و من برای لجبازی با ترس‌هایم شروع کرده بودم به نوشتن کارهایی بر ضد آن‌ها.

این‌که ما باید به دل ترس‌هایمان بزنیم و رفتن به دل ترس یعنی موفقیت و این جرف ها را تا حدودی قبول دارم. اما نه لزوما ترس برای ما موفقیت ننمی‌آورد. مثلا من از ارتفاع می ترسم و چه دلیلی دارد که خودم را در عذاب قرار بدهم که یک روز و فقط بریا این که ثابت کنم آدم ترسویی نیستم بروم و با جتر از هواپیما پایین بپرم.

درست مثل وقتی که در دبیرستان بعضی از هم‌کلاسی‌ها هندوانه زیر بقل ما می‌گذاشتند که: «بابا تو که زورت از فلانی بیشتره و مما هوات رو داریم و برو نشون بده که ازش نمی‌ترسی. و ما هم می‌رفتیم و حسابی کتک می‌خوردیم و بر می‌گشتیم.

ترس‌ها نشانه های ما هستند. بعضی به ما نشان می دهند که اگر آن ها را انجام بدهی، دستاورد بزرگی داری. مثل اینکه ماری بزرگ را از روی جعبه ای پر از سکه طلا دور کنی. ولی برخی از ترس‌ها هم دقیقا نشانه تابلو خطر را برای ما دارد. مثل تابلوی شنا ممنوع کنار سدها.

بله شاید کسی در سد شنا کند و اتفاقی برایش نیفتد ولی من که حاضر نیستم در سد شنا کنم.

حرفم این است که به جای این‌که لیست بر پایه ترس‌ها و فقط برای این که نشان بدهیم چه آدم کله شقی هستیم و با لجبازی بخواهیم به دیگران نشان بدهیم که زنده هستیم و ببین که چه اوضاع بغرنجی در زندگی داریم که باید با این کارهای عجیب به خودمان نشان بدهیم که زنده هستیم، به جای این‌ها می‌توان لیستی بر پایه خواسته ها و علایق تهیه کرد.

شاید پریدن با چتر نجات روزی برای من تبدیل به کاری دوست داشتنی و از روی اشتیاق بشود. ولی فرق است بین لجبازی با ترس و کاری از روی شوق.

لیست علایق یا لیست زندگی و یا لیست خواسته ها و هر چه که اسمش راب گذاریم، بهتر است به ما حس خوب بدهد.

شاید شام خوردن در کنار خانواده واقعا بزرگترین آرزوی ما باشد.

نتایج شگفت‌انگیز یکسال نوشتن صفحات صبحگاهی

یکی از تاثیرگذارترین تصمیم‌هایی که در این چند وقت اخیر گرفتم، نوشتن صفحات صبحگاهی بود.

تصمیمی که تاثیر بسزایی روی زندگی و رشد شخصی من داشته است.

پس از یک سال نوشتن صفحات صبحگاهی، اگر یک روز آن را ننویسم، گویی چیزی کم است و روز من به طور رسمی شروع نشده است.

اگر بخواهم یک عادت مثبت را به کسی توصیه کنم، ابتدا صفحات صبحگاهی در ذهن من تداعی می‌شود.

عادتی که من تا آخر عمرم آن را ادامه خواهم داد.

صفحات صبحگاهی ایده‌ای است از جولیا کامرون که من برای اولین بار از طریق شاهین کلانتری با آن آشنا شدم.

صفحات صبحگاهی چیست؟

صفحات صبحگاهی عبارت است از یک تداعی آزاد، بدون تفکر و نوشتن بی‌وقفه بر روی سه صفحه از کاغذ، درست پس از بیدارشدن از خواب.

قرار نیست یک اثر هنری خلق شود. فقط برون ریزی ذهنی از چیزهایی که در همان لحظه به ذهن می‌رسند.

مثل اینکه مغز را چپه کنی تا محتویاتش بریزد روی کاغذ.

از غر زدن و شکایت کردن از دست خودتان یا از دیگران و خلاصه هر چیزی که در آن لحظه به ذهن می‌رسد.

حین نوشتن هم هرگز نباید صفحات قبل را بخوانید.

حتی اگر چیزی به ذهن‌تان نمی‌رسد بنویسید: «چیزی بنویس تا این سه صفحه پر شود»

قرار هم نیست کسی این نوشته ها را بخواند. حتی خودتان هم تا یکی دو هفته نباید سراغشان بروید.

این کار شاید در ابتدا کمی سخت به نظر برسد. اما پایبندی در انجام هر روزه آن، نتایج شگفت انگیزی در پی خواهد داشت.

من چطوری این کار را به عادت روزانه‌ام تبدیل کردم؟

فقط سعی کردم هر شب، برای صبح روز بعد، کاغذ و خودکارم را آماده کنم تا پس از بیدار شدن، اولین کارم نوشتن صفحات صبحگاهی باشد.

و برای خودم جایزه تعیین کردم. مثلا پس از نوشتن صفحات صبحگاهی، اجازه چک کردن اینستاگرام یا انجام کاری که برایم لذت بخش بود را به خودم دادم.

یک سال نوشتن روزانه صفحات صبحگاهی چه چیزی نصیب من کرد؟

  • سحرخیزی

یکی از تاثیرات صفحات صبحگاهی روی زندگی من، سحرخیزی بود. بطوریکه من الان هر روز ساعت ۵:۳۰ دقیقه صبح از خواب بیدار می‌شوم.

نوشتن صفحات صبحگاهی برایم لذت بخش بود. و نیاز داشتم تا در آرامش کامل، افکارم را روی کاغذ بریزم.

به همین خاطر مجبور بودم که صبح‌ها زودتر از دیگر اعضای خانه، از خواب بیدار شوم تا از آرامش و تمرکز در خلوت صبحگاهی استفاده کنم.

روزهایی هم کار داشتم و محبور بودم زودتر از معمول از خانه بیرون بزنم، نیم ساعت زودتر از خواب بیدار می‌شدم تا بتوانم برای صفحات صبحگاهی وقت بگذارم.

  • خاموش کردن منتقد درونی

صفحات صبحگاهی یک برون ریزی ذهنی است. یعنی از قبل به موضوع خاصی فکر نکرده‌ای. افکاری که در آن لحظه می‌نویسی، معمولا از ناخودآگاه آدم می‌آیند.

همان حرف‌هایی که معمولا به کسی نمی‌گوییم. حرف‌هایی که درون ذهن‌مان می‌مانند و سانسورچی درونمان اجازه بیان آن‌ها را به هر دلیلی نمی‌دهد.

صفحات صبحگاهی یک برون ریزی بدون سانسور است. قرار است هر چیزی که در ذهن داری فارغ از قضاوت کردن در مورد خوب یا بد بودنش روی کاغذ نوشته شود.

حتی چیزهایی که ممکن است ناراحت کننده، بد یا شرم‌آور به نظر برسند و یا چیزهایی که ما را احمق جلوه بدهند.

مهم نیست چون کسی به جز خودمان قرار نیست این نوشته‌ها را بخواند.

با این کار منتقد و سانسورچی درون خاموش می‌شود.

این کار می‌تواند مشابه صحبت کردن با یک روانشناس باشد. جلسه‌ای که در آن روانکاو تلاش می‌کند تا افکاری را که ریشه در ناخودآگاه دارند، بیرون بکشد.

صفحات صبحگاهی برای من مانند یک جلسه مشاوره رایگان است که هر روز صبح دارم. و به من کمک کرده تا خودم را بهتر بشناسم.

  • نظم و شفافیت افکار

یکی دیگر از نتایج برون ریزی ذهنی برای من این بود که ناخودآگاه و افکار خودم را بهتر شناختم. در نتیجه افکارم شفاف‌تر شدند.

گاهی اوقات در صفحات صبحگاهی، موضوعاتی بودند که مدام تکرار می‌شدند. مثلا شاید چند روزی را در مورد ناراحت بودن از دست یک دوست می‌نوشتم.

یا برای ایده‌ای که در ذهن داشتم و از سر تنبلی کاری نمی‌کردم، بخشی از صفحات صبحگاهی در چند روز متوالی می‌شد غر زدن از دست خودم.

اینجا می‌فهمیدم که یک جای کار می‌لنگد و نیاز دارم تا به آن بهتر فکر کنم و اقدام مناسبی برایش انجام بدهم.

شفاف شدن افکارم باعث شد تا من منظم‌تر فکر کنم و نتایج بهتری هم کسب بکنم.

  • افزایش عزت نفس و اعتماد به نفس

خاموش شدن منتقد درونی و همچنین شفافیت فکری باعث شد که من عزت نفس بیشتری پیدا کنم.

وقتی که شناخت بهتری نسبت به خودت پیدا کنی، بتوانی افکار منفی را بیرون بریزی و مدیریت کنی، احساس بهتری هم نسبت به خودت پیدا خواهی کرد.

ضمن اینکه متعهد بودن به انجام منظم یک کار مشخص، باعث افزایش اعتماد به نفس می‌شود.

مخصوصا اگر این کار نوشتن باشد. آن هم به عنوان اولین کار هر روز، که انجام دادنش یک پیروزی در همان ابتدای روز است.

  • افزایش تسلط کلامی

نوشتن صفحات صبحگاهی، تسلط کلامی من را هم افزایش داد.

وقتی که می‌گویم من هر روز صبح می‌نوشتم، یعنی هر روز با کلمات بیشتری سر و کار داشتم. در نتیجه روی کلماتی که استفاده می‌کردم وسواس بیشتری هم پیدا کردم و دقیق‌تر شدم.

شاید بهتر باشد بگویم نوشتن مثل ورزش کردن است. همانطور که هرچه بیشتر ورزش کنی، عضله‌های قوی‌تر و بدن تنومندتری خواهی داشت، وقتی هم که بیشتر بنویسی، عضله‌های نویسندگی قوی‌تری خواهی داشت.

عضله‌های نویسندگی یعنی کلمه‌ها، مفاهیم، نگارش و…

  • عادت مطالعه

عادت هر روز نوشتن، احساس نیاز بیشتری برای مطالعه کردن هم ایجاد می‌کند.

من از نوشتن صفحات صبحگاهی لذت می‌بردم. بنابراین تلاش می‌کردم تا با مطالعه بیشتر، بهتر بنویسم و بهتر فکر کنم و در نهایت لذت بیشتری هم ببرم.

مطالعه نداشتن باعث می‌شد که نوشته‌های من، بی‌رمق‌ و بی‌حال باشند. و من هر روز کتاب می‌خواندم تا سرحال‌تر بنویسم.

  • راه‌اندازی وبلاگ

صفحه سفید کاغذ شاید در ابتدا کمی ترسناک باشد. تصور می‌کنی که باید یک متن ادبی برای سخنرانی در مراسم اسکار بنویسی، و خودت را در مقابلش ناتوان می‌بینی.

وقتی که نوشتن به عادت تبدیل بشود، ترس از صفحه سفید کاغد هم می‌ریزد و می‌توانی بهتر و راحت‌تر بنویسی.

همینطور که عادت هر روز نوشتن و بیان احساسات مثل عصبانیت، ناراحتی، شوخی و… روی کاغذ، باعث می‌شود که قدرت ابراز وجود پیدا کنی.

وقتی که نوشتن صفحات صبحگاهی به یکی از عادت‌های من تبدیل شد، جرئت بیشتری برای بیان افکارم پیدا کردم. چیزی که در نهایت به راه‌اندازی همین وبلاگ منجر شد.

  • افزایش خلاقیت

نوشتن با دست‌خط خودمان، در زمانی که بیشتر ما عادت کرده‌ایم با موبایل و کیبورد تایپ کنیم، احتمالا کار عجیبی به نظر برسد.

شاید دلیل بر اصرار کردن بر نوشتن با دست آن هم بر روی کاغذ، در همین نکته باشد که ذهن را بیشتر درگیر می‌کند و باعث افزایش خلاقیت می‌شود.

به قول کارشناسان برنامه‌ریزی عصبی، وقتی ما هر روز در مورد موضوعات مختلفی بنویسیم، ذهن ما مسیرهای عصبی جدیدی ایجاد می‌کند که باعث آمادگی و خلاقیت بیشتری می‌شود.

کافی است چهل روز صفحات صبحگاهی بنویسید تا خلاقیت را با تمام وجود لمس کنید.

  • نظم شخصی

می‌گویند هرگاه یک کار مشخصی برایت اولویت بسیار بالایی دارد، بهتر است آن را به عنوان اولین فعالیت در آن روز انجام بدهی.

صفحات صبحگاهی می‌تواند یک تمرین مناسب برای رفع اهمال کاری و افزایش نظم شخصی باشد. مخصوصا که قرار است اولین کار پس از بیدار شدن باشد.

تعهد به هر روز نوشتن صفحات صبحگاهی و تلاش برای از دست ندادن حتی یک روز از آن، سبک زندگی منظم‌تری برایم ایجاد کرده است.