یک گفتگوی شغلی

یک گفتگوی شغلی

مشغول شام خوردن بودیم. ما را برای شام به خانه‌اش دعوت کرده بود.

از من پرسید: «سربازی رفتی؟».

گفتم: «نه هنوز سربازی نرفتم. مشغول درس و دانشگاه هستم.»

گفت: «چطور کاری رو دوست داری؟ درس و مشقت رو زودتر تموم کن تا بتونی یه کار دولتی خوب پیدا کنی.»

گفتم: «از فضای شغل دولتی خوشم نمیاد. به نظرم شغل خوب، شغلیه که انقدر چالش برانگیز باشه که به خاطرش مجبور بشی رشد کنی.»

خنده‌ای کرد و با نگاهی که داد می‌زد تو هنوز چیزی نمی‌فهمی، رو به من کرد و گفت: «پسر جان این چرت و پرت ها رو از کله‌ات بریز بیرون. فقط برو دنبال پول. کار یعنی پول.»

لبخندی زدم. به یاد هرمان هسه افتادم که زمانی گفته بود:

پی‌نوشت: عکس را از صفحه اینستاگرام چروند انتخاب کرده‌ام.

دیدگاه‌تان را بنویسید: