سینما محلی برای یافتن پرسش‌های تازه

شما چقدر به پرسش و پرسشگری علاقه دارید؟ چقدر پاسخ را دوست دارید؟ چقدر در زندگی کنجکاو بوده‌اید که به مسائل پیش پا افتاده روزمره را از زاویه‌ای تازه نگاه کنید؟

من عاشق سوال هستم. پاسخ را دوست دارم. اما بیشتر از آن پرسش را دوست دارم. مخصوصا پرسش‌هایی که ذهن را به چالش می‌کشند و یا هیچ جوابی ندارند.

سینما یکی از آن جاهایی است که سوال مطرح می‌کند. سرگرمی در هیچ کجای سینما تعریف نشده است. وظیفه سینما طرح سوال است. و هیچ هدفی برای سرگرم کردن مخاطب ندارد. نویسنده و یا کارگردان صرفا سوالی را مطرح می‌کنند و پیش روی مخاطب قرار می‌دهند که مخاطب به آن فکر کند و پاسخی برای آن بیابد. معمولا سوال‌هایی که ساده هستند اما زاویه دید متفاوتی دارند.

مثلا اصغر فرهادی در فیلم درباره الی مسئله حقیقت را مطرح می‌کند. این که حقیقت چیست؟ به قول برخی از فیلسوفان، حقیقت آن چیزی نیست که ما بتوانیم به آن دست پیدا کنیم. ما نمی‌دانیم حقیقت این زندگی چیست. و هیچ گاه هم نخواهیم فهمید. اصغر فرهادی در این فیلم عده‌ای را به تصویر می‌کشد که در جستجوی زنی به نام الی هستند. حتی نمی‌دانند نام دقیق الی چیست. الهام؟ الناز؟

یا مثلا دیوید مامت در نمایشنامه گلن گاری گلن راس، که بعدا جیمز فولی فیلمی از آن ساخت، مسئله خود خواهی و حقه بازی را مطرح می‌کند. یک گروه مشاورین املاک که هر کدام به نحوی سر دیگری کلاه می‌گذارد و می‌خواهد به خواسته خودش برسد. و مخاطب باید به این پرسش فکر کند که خود خواهی چه نقشی در زندگیش دارد. و او احتمالا کدام یکی از این نقش‌ها را در زندگی خودش بازی می‌کند. و از این به بعد چطور باید به این مسئله نگاه کند.

یا مثلا کریستوفر نولان در نبرد بین بتمن و جوکر این سوال را مطرح می‌کند که انسان اگر در شرایط سخت قرار بگیرد، چه واکنشی نشان می‌دهد و اخلاق و انسانیت در آن وضعیت چه جایگاهی خواهند داشت؟

من معتقدم سرگرمی وظیفه اصلی سینما و تئاتر نیست. مخاطب باید این را بداند که در هر فیلم به دنبال کشف سوالی باشد که نویسنده و یا کارگردان قصد مطرح کردنش را داشته است. حتی بهتر این که مخاطب بتواند سوال خودش را در آن اثر پیدا کند.

اوج مهارت خالق اثر هم جایی است که بتواند شرایطی را فراهم کند که هر کدام از مخاطبین برداشت خودشان را از داستان داشته باشند. به عبارتی هر کسی سوال خاص خودش را کشف کند.

هرچند که سرگرم کننده بودن یک فیلم، جذاب بودن، رنگ و تدوین و … تکنیک‌هایی هستند که نشان از چیره دستی سازندگان فیلم دارد. اما هدف اصلی کشف سوال است. و به همین جهت فیلم خوب فیلمی است که سوال تازه‌ای بپرسد و یا یک سوالی قدیمی را از زاویه‌ای متفاوت مطرح کند. فیلم خوب فیلمی است که حس کنجکاوی مخاطب را برمی‌انگیزد. و مخاطب را وادار می‌کند که ساعت‌ها پس از تماشای فیلم، به آن فکر کند.

دیدگاهتان را بنویسید