بیعت با کپی‌رایتینگ

ای مردم

بیایید جمع شوید که می‌خواهم بیعت کنم.

آمده‌ام با کپی‌رایتینگ در محضر وبلاگم بیعت کنم. بیعتی برای یادگرفتن، تجربه کردن و منتشر کردن.

تا اسم بیعت کردن می‌آید، تصویر یک پادشاهی یا خلیفه‌ای تداعی می‌شود که نشسته در دارالخلافه و اطرافش را هم وزیران و مشاوران گرفته‌اند. چند سربازی هم گوشه و کنارها حواسشان هست تا کسی خطایی نکند.

فرهنگ فارسی عمید، «بیعت» را اینطور معنی کرده است: پیمان اطاعت که مسلمانان با خلیفه می‌بستند و دست در دست او می‌گذاشتند و اطاعت خود را اظهار می‌داشتند.

راستش واژه بیعت را برای این انتخاب کردم که همان تصویر محکم و جدی را که گفتم در ذهنم می‌سازد. تصویری که یک پادشاهی هست. این عهد و پیمان جایی ثبت رسمی خواهد شد. از این به بعد مسئولیتی را روی دوشم می‌گذارد. و بیعت شکن هم که معلوم است چه آخر و عاقبتی در انتظارش خواهد بود.

الان هم این پست را اینجا می‌نویسم تا بماند برای تعهد. یک نوع قولی که من می‌گذارمش در دید دیگران. اگر دوران باستان بودیم می‌گفتم من این ادعا را روی سنگی در شهر حک می‌کنم. با این ریسک که احتمالا بقیه می‌توانند ببینند و با آن من را قضاوت کنند.

2 پاسخ
    • مهدی
      مهدی گفته:

      سلام یاور جان

      البته منظورم از «نوشتن»، مکتوب کردن و منتشر کردن آموخته‌هام بود. ولی مثل اینکه مبهم نوشته بودمش که الان اصلاحش کردم.
      باید بگم که این هم یک درس مهم از تسلط کلامی بود. تفاوت کلمات عینی و ذهنی.
      ممنون از شما که این بلاگ پست من رو خوندی و کامنت هم گذاشتی.
      امیدوارم بتونم بیشتر از تجربیاتت یاد بگیرم و استفاده کنم.

      پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *